تارنمای مطالب عمومی

يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۴ ب.ظ

آی آدم ها !

آی آدم ها که بر ساحل نشسته ، شاد وخندانید !

یک نفر در آب می سپارد جان

یک نفر دارد که دست وپای دائم می زند،

روی این دریای تند وتیره و سنگین که می دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست

یابیدن  به دشمن ،

آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتید ، دست ناتوان را ،

تا توانایی  بهتر را پدید آرید .

آن زمان که تنگ می بندید

بر کمر هاتان کمر بند .

در چه هنگام ی بگویم من؟

یک نفر در آب می کند ، بیهوده ، جان قربان .

آی آدم ها بر ساحل بساط دلگشا دارید:

نان به سفره ، جامه تان بر تن ،

یک نفر در آب می خواند شمارا ،

موج سنگین را به دست خسته می کوبد.

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده .

سایه هاتان را ز راه دور دیده .

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان ، بی تابی اش افزون ،

می کند زین آب ها بیرون ،

گاه سر ، گه پا

آی آدم ها !

او زراه مرگ ، این کهنه جهان را باز ، می پاید،

می زند فریاد وامیّد کمک دارد :

-«آی آدم ها ! که روی ساحل آرام ، در کار تماشائید »

موج می کوبد به روی ساحل خاموش .

پخش می گردد چنان مستی به

افتاده ، بس مدهوش .

می رود نعره زنان ، وین بانگ باز از دور می آید :

«آی آدم ها!»

و صدای باد هر دم دل گزاتر

در صدای باد بانگ او رهاتر ،

از میان آب های دور و نزدیک ،

باز در گوش این نداها:

«آی آدم ها !»

تهیه کننده : جلیل پور

نیما یوشیج

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۱۷
jalilpour

نظرات  (۱)

سیار عالی بود خوشم اومد ، بازم ازین شعرا بزار

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی